خلاصه رمان بازی سرنوشت اثر صدای بی صدا
رمان بازی سرنوشت روایتگر داستان زنی است که برای اولین بار به ایران، سرزمینی که آن را وطن خود مینامد اما هرگز ندیده، سفر میکند. او در طول پرواز با شرایط ناخوشایندی مواجه میشود: بوی لاستیک، عرق مسافر کناری و ادکلن تندی که تنها بر ناراحتیهایش میافزاید. این سفر، آغازگر فصل جدیدی در زندگی اوست، فصلی پر از کشف هویت، ریشهها و احساساتی که سالها در وجودش خفته بودند.
هنگامی که از او درباره علت بازگشتش به ایران میپرسند، با تاکید پاسخ میدهد که این بازگشت نیست، بلکه اولین بار است که به این سرزمین پا میگذارد. او با چالشهای هویتی روبهروست؛ ظاهرش، صدایش و حتی نگاه دیگران به او، همه نشاندهنده تفاوتهایش با آنچه از یک ایرانی انتظار میرود، است. این تفاوتها او را به فکر وامیدارد: آیا او واقعاً متعلق به اینجاست؟
رمان بازی سرنوشت با نگاهی عمیق به مفاهیم هویت، تعلق و عشق، خواننده را به سفری درونی میبرد. داستان پر از لحظات احساسی و تأملبرانگیز است که در آن شخصیت اصلی نه تنها با دنیای اطراف، بلکه با خودش نیز روبهرو میشود. این اثر، روایتی جذاب و پرکشش از کشف خود و پیدا کردن جایگاه واقعی در دنیایی پر از ابهام است.
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.