رمان مه زده
نویسنده: معصومه آبی
ژانر عاشقانه غمگین تجاوزی آسیب_اجتماعی
خلاصه
همه چیز از یک روزِ عادیِ کاری شروع شد .
روزی که سرنوشت قلم برداشت و برگه ای سفید جلویِ خودش گذاشت و شروع به نوشتن کرد ؛ اما اون حافظه ی خوبی داره . . .
و میدونه چطور از این حافظه استفاده کنه تا گره به گره بزنه و راهِ نجاتی نذاره . . . .
نقد و بررسی رمان مه زده از معصومه آبی
خلاصه داستان: نامدار امیر نظام، مردی که توی گذشته بهش تعرض شده، اما الان یه آدم موفقه و تولیدی بزرگی داره که همه زیردستش کار میکنن.
✅زهره صدیق، برادر زاده سمیه،(دکتر نامدار ) که برای کار آموزی به سفارش سمیه میآد پیش نامدار امیر نظام، باعث میشه رازای گذشته بر ملا بشه و … دختر قوی بود؛ حقشو می گرفت،جاهایی هم که لازم بود گریه میکرد؛ اما یه جا یادمه پسرِ به عزت نفس توهین کرد ولی بعد از یه مدت فاصله گرفتن یه اتفاقی افتاد دوباره برگشت پیش نامدار این یکم قابل قبول نبود. زهره هم جسور بود هم حقشو میگرفت سکوت نمیکرد . هدفش این بود به نامدار کمک کنه تا بهتر بشه.
✅شخصیت نامدار تا اواسط داستان یه ادم قوی بود ولی بعدش به خاطر یه دلایلی فهمیدیم از درون ضعیفه. یک مرد قوی اما به شدت مظلوم ضربه خورده از روزگار از همه مهمتر خانواده خودش .
✅از شخصیت پردازی، هم ویژگی مثبت داشتن هم منفی. مثلا نامدار به همه کمک میکرد شخصیت مهربونی داشت ولی خودشو قبول نداشت. هدفشم این بود تا جایی که میتونه به کسایی که کار ندارن کار بده تا بچههاشون مثل خودش نشن.
✅یکمم کش داشت، مثلا شخصیت صدف و اتفاقایی که براش میفته تکراریه باید حذف میشد
حس میکنم معما ها هم همشو نباید میذاشت آخرش رو بشه.
✅اسم رمان هم درست انتخاب شده بود. نامدار داخل مه ذهنش قرار گرفته بود، مهای که نه میذاشت خاطرات خوشش یادش بیاد نه خودشو دوست داشته باشه.
✅و درآخر این رمان مناسب کسانی هست که دوست دارند از آسیب اجتماعی روانشناختی اختلاف سنی بخونن .













دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.