توضیحات
نادرخان، طلافروش برجسته و نامآشنای شیراز، همچون پدری مستبد و بیچونوچرا، سایهای سنگین بر سر خانوادهاش گسترده است. او نه تنها در امور کاری، بلکه در خصوصیترین تصمیمات زندگی اعضای خانوادهاش دخالت میکند و با اقتدار تمام، خواستههایش را به آنها تحمیل مینماید. برای نادرخان، زندگی دیگران بخشی از قلمرو اوست که باید با قوانین او پیش برود؛ قوانینی که به ندرت شکسته میشوند و غالباً او را به مقصود دلخواهش میرسانند.
اما میان این حلقهی فرمانبرداری، سه نفر جسارت میکنند و از دایرهی اطاعت خارج میشوند: **باقر**، پسر بزرگ که آزادی را بر اسارت پدرسالارانه ترجیح داده است؛ **باران**، دختری که استقلالش را با هیچچیز معامله نمیکند؛ و **افشین**، نوهای که رویای زندگی در سایهی تصمیمات خودش را دارد. این سه نفر با آگاهی از عواقب سنگین این طغیان، پا به مسیری پرخطر میگذارند. چرا که مقابله با نادرخان هزینهای گزاف دارد، هزینهای که هر کسی حاضر به پرداختش نیست.
**نقطه شبنم** حکایتی است از تضاد بین قدرت و آزادی، میان وابستگی و استقلال، و نبردی پرهیجان برای رهایی از زنجیرهای تحمیلشده توسط یک پدرسالار مستبد. داستانی که در میان تعارضهای خانوادگی و پیچیدگیهای روابط انسانی، به تقابل ارادهها و سرنوشت میپردازد. هر گام شخصیتها در این مسیر، پرسشی را مطرح میکند: آیا میتوان در برابر سلطه مقاومت کرد، و بهایی که برای آزادی پرداخت میشود، ارزش آن را دارد؟
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.