رمان گریز از تو نوشتهی مریم نیکفطرت، داستانی هیجانانگیز با روایت موازی دو شخصیت اصلی، یاسمین و ارسلان، است که از دو دیدگاه متفاوت روایت میشود. یاسمین داستان را از زبان اول شخص روایت میکند، در حالی که بخشی از روایت از دید ارسلان در قالب سوم شخص بیان میشود. این شیوهی روایت به خواننده اجازه میدهد تا هر دو شخصیت را از زوایای مختلف بهتر بشناسد و با احساسات و تجربیاتشان همدلی بیشتری پیدا کند.
خلاصه رمان گریز از تو
داستان حول محور ارسلان، یک تبهکار حرفهای که از کودکی در دنیای تاریکی و جنایت غرق شده، میچرخد. او به عنوان یکی از مهمترین مهرههای سازمانی سیاه و بیرحم شناخته میشود، فردی که جرایم امنیتی بیشماری را مرتکب شده و هیچ راه برگشتی از مسیر جنایت برای خود نمیبیند. در نقطهی مقابل، یاسمین دختری بیگناه است که پس از سالها زندگی در خارج از کشور به ایران بازمیگردد و به دلیل شرایط ناخواسته مجبور به زندگی در خانه ناپدریاش میشود. او هیچ اطلاعی از گذشتهی سیاه پدر واقعی خود ندارد.
اما سرنوشت یاسمین به طرز عجیبی به ارسلان گره میخورد؛ شبی که برای فرار از دست ناپدریاش بهطور تصادفی در ماشین ارسلان پنهان میشود. این آغاز ماجرایی است که او را به دنیای جنایت و گذشتهی تاریک پدرش پیوند میزند. حقایق دردناکی که کمکم آشکار میشوند و یاسمین را در موقعیتی قرار میدهند که برای نجات از پلیس، در دستهای ارسلان گرفتار میشود. ماجرای فرار، تعقیب و گریز، و مواجهه با رازهای پنهان، به تدریج عشقی خالص و زیبا را بین این دو شخصیت شکل میدهد. اما همین عشق در مقابل حقایق وحشتناکی که از گذشته برملا میشود، به چالشی دردناک تبدیل میگردد.
شخصیتپردازی رمان گریز از تو
**ارسلان**، مردی که در تاریکی زاده شده، شخصیتی سخت و سرد دارد. او برخلاف میلش وارد مسیر جنایت و تباهی شده است، مردی که نمیخواست به کسی دلبسته شود، چرا که شرایط زندگی او هیچ تطابقی با احساسات عاطفی و محبت ندارد. با این حال، در دلش عشق جوانه میزند، عشقی که هیچگاه نمیخواست آن را تجربه کند. ارسلان با وجود خشونت و تلخیاش، برای معدود کسانی که در زندگیاش حضور دارند، همچون کوهی استوار است. او نمیخواهد کسی را با خود به باتلاق زندگیاش بکشاند و بهنوعی در حال پرداخت تاوان اشتباهات دیگران است.
**یاسمین**، دختر معصوم و بیخبری است که ناگهان با واقعیت تلخ زندگیاش روبهرو میشود. او که در ابتدا دختر ساده و بیگناهی است، با قرار گرفتن در موقعیتهای دشوار، مجبور میشود با دردها روبرو شود و از آنها برای تقویت و رشد خود استفاده کند. او در طی داستان از یک دختر ناآگاه به زنی قوی و بالغ تبدیل میشود.
نقاط قوت رمان گریز از تو
یکی از برجستهترین نقاط قوت رمان، **فضاسازی عالی** آن است. نویسنده بهخوبی توانسته احساسات شخصیتها، تلاطمهای درونیشان، و فضاهای مختلفی که در آنها قرار دارند را به تصویر بکشد. خواننده میتواند به وضوح شکستها، بیقراریها، و سردرگمیهای شخصیتها را حس کند و درون آنها زندگی کند. این حس ارتباط و همدلی باعث میشود که داستان برای مخاطب باورپذیرتر و عمیقتر شود.
**شخصیتهای مکمل** مانند شایان، متین، محمد و اردلان نیز به رمان جذابیت و شادی بیشتری اضافه میکنند و فضای سنگین داستان را تعدیل میکنند. این شخصیتها با حضورشان به داستان پویایی و انرژی بیشتری میبخشند و حس بهتری به مخاطبان منتقل میکنند.
نقد رمان
هرچند رمان در ابتدا حال و هوای فانتزیتری دارد و برخی بخشها از واقعیت فاصله میگیرند، اما با گذر زمان و پیشروی داستان، این فضا تعدیل میشود و به تدریج شخصیتها و موقعیتها واقعگرایانهتر و باورپذیرتر میشوند. این تغییر در یکسوم ابتدایی رمان رخ میدهد و نویسنده موفق میشود داستان را به سمتی بکشاند که با واقعیت و روانشناسی شخصیتها همخوانی بیشتری داشته باشد.
پایانبندی رمان نیز نقطهی قوت دیگری است که هنر نویسنده را به نمایش میگذارد. استفاده از شعری از حسین منزوی، که الهامبخش نام رمان نیز بوده، عمق بیشتری به پایان داستان میبخشد. “گریزی از تو ندارم، هر آنچه هست تویی” نه تنها مضمون عشق داستان را به زیبایی بیان میکند، بلکه سرنوشت ناگزیر شخصیتها را نیز به تصویر میکشد.
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.