معرفی رمان گیانم
بعضی کتابها رو که باز میکنی، از همون چند صفحهی اول میفهمی قراره یه چیز متفاوت بخونی. «گیانم» دقیقاً همینه. نه یه عاشقانهی معمولیه، نه یه داستان جنایی خشک و خالی. یه چیزی بین این دوتاست که تا تهش رو نخونی، نمیتونی ولش کنی.
خلاصه داستان
سیتاوک یه دختر جوانه. وکیله. حرفهای و باهوش. یه روز یه پروندهی قتل مشکوک میاد روی میزش؛ پروندهای که هیچکس حاضر نیست سمتش بره. ولی سیتاوک قبولش میکنه. شاید از روی غرور، شاید از روی حس مسئولیت، شاید هم چون هنوز نمیدونه قراره چه بلایی سرش بیاد.
از لحظهای که وارد این پرونده میشه، خطر از همه طرف میاد سراغش. تهدید، دروغ، آدمهایی که ظاهرشون با باطنشون فرق داره. و وسط همهی این بحرانها، یه احساسی هم هست که نه میتونه بهش اعتماد کنه، نه میتونه ازش فرار کنه.
چرا این رمان ارزش خوندن داره؟
«گیانم» فقط یه داستان عاشقانه نیست. یه بازیه. بازیای که توش جون آدمها وسطه. سحر تقیزاده توی این رمان نشون داده که بلده خواننده رو تا لبهی صندلیش ببره و همونجا نگه داره. شخصیت سیتاوک از اون قهرمانهاییه که باهاش میخندی، باهاش میترسی و آخرش بهش افتخار میکنی.
اگه از رمانهای فارسی خوشت میاد که توشون عمق باشه، اگه دوست داری قهرمان داستان یه زن قوی و واقعی باشه، و اگه دنبال کتابی هستی که یه نفس بخونیش و زمین نذاریش، «گیانم» همونیه که دنبالشی.






نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.