رمان غرق جنون
نویسنده: هانیه کریمی
🌻ژانر: عاشقانه ازدواج اجباری کمی انتقامی درام غمگین اروتیک بزرگسال
تعداد صفحات:3783
خلاصه:بخشی از رمان
دستش درون موهایم چنگ شد و با کشیدنشان، صورتم را مقابل صورت خودش نگه داشت.
_ روز اولی که پاتو تو این خونه گذاشتی، گفتم قرار نیست هیچوقت ازش بیرون بری…
دیگر از آن عسلی های غرق خونش بیزار نبودم، برعکس… دلم جایی میان رگ و پی اش به دام افتاده بود!
اما تنفر او هر روز بیشتر میشد و این دل بی قرار و بی گناهم دیگر طاقت نامهربانی هایش را نداشت.
توی صورتم که فریاد زد چشم بستم و چانه ام از بغض لرزید.
_ گفتم یا نگفتم؟
لرزان و درمانده به بازویش آویزان شدم و از درد پیچیده شده کف سرم، نالیدم.
_ آخ… گفتی، گفتی..
پیشانی اش را با خشونت به پیشانی ام کوبید و من احمق بودم که قلبم برای رگ های بیرون زده ی پیشانی اش به درد آمد.






نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.