خلاصه
شاهو یه پسر کرد و جذابه که توجه دخترای زیادی رو به خودش معطوف کرده اما اون به هیچ وجه
نمیخواد عاشق بشه ولی وقتی به خودش میاد که دلناز دختری که تو خونه سرایداری مادربزرگش
زندگی میکنه دل و ایمونشو برده
بخشی از اثر
سر و صدای بچه های بازیگوش و پرانرژی فضای شادی را در هنرکده به وجود آورده بود
دلناز باحوصله بدون اینکه لحظه ای هم خم به ابرو آورد به بچه ها کمک میکرد تا کاردستیشان را آماده کنند
صدای زنگ در که بلند شد با قدم های آرامی به سمت آیفون رفت
کیه؟
صدای آشنای پدر یکی از بچه ها به گوشش رسید که از او میخواست اگر کلاسشان تمام شده فرزندش را پایین بفرستند
آیفون را سر جایش گذاشت و دخترک را صدا زد
شیدا جان عزیزم وسایلت رو جمع کن بابات اومده دنبالت
ظاهرا نظر میرسید ً دختربچه از حضور بدموقع پدرش ناراضی به ولی خاله من هنوز کاردستیم کامل نشده
دلناز روی موهای صاف و مدل مصریاش بوسه زد و درهمان حین کمک کرد تا وسایلش را در کیفش بگذارد
اشکالی نداره عزیزم شنبه باهم دیگه کاملش میکنیم
دسته بندی






دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.