رمان بینفس در گرداب
رمان بینفس در گرداب داستانی پراحساس و نوستالژیک است که با خاطرات کودکی شخصیت اصلی آغاز میشود. او که عاشق باران است، خاطرات شیرینی از روزهایی دارد که زیر باران میرقصید و آواز میخواند. آقاجون، پدرش، با صدای گرمش ترانههای زیبایی میخواند و او ناخواسته این ترانهها را حفظ کرده است. باران برای او نماد شادی، آزادی و پیوندی عمیق با خانواده و طبیعت است.
اما داستان تنها در خاطرات کودکی باقی نمیماند. رمان با گذر از این خاطرات شیرین، به زندگی پیچیده و پرچالش شخصیت اصلی در بزرگسالی میپردازد. او که اکنون در گرداب احساسات، عشق و تنهایی گرفتار شده، باید با گذشتهاش روبرو شود و معنای واقعی عشق و تعلق را دوباره کشف کند.
بینفس در گرداب با نثری روان و تأثیرگذار، خواننده را به دنیای احساسات عمیق و کشمکشهای درونی شخصیت اصلی میبرد. این رمان، روایتی زیبا از عشق، خاطرات و جستوجوی هویت است که در آن باران نه تنها نماد شادیهای کودکی، بلکه نشاندهنده پاکی و تازگی احساسات است. داستانی که با ترکیب خاطرات گذشته و واقعیتهای تلخ و شیرین حال، اثری ماندگار و تأملبرانگیز خلق میکند.
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.