رمان آس کور
نویسنده: هانیه کریمی
ژانر: عاشقانه درام غمگین هیجانی پلیسی اروتیک بزرگسال
حاکمی از آن ما شد، حکم را دل میکنیم
عقل،حکمش را نداند، حکم با دل میکنیم
حکم، دل، یعنی در این بازی حکومت با دل است
هر چه غیر از دل،
اگر چه آس! باطل میکنیم…
معرفی رمان آس کور
بعضی رمان ها هستن که ازشون یه بویی میاد. بوی خطر. بوی اینکه قراره وارد یه بازی بشی که قواعدش رو نمیدونی. «آس کور» دقیقاً همین حس رو داره. از همون صفحات اول میفهمی که هیچکس توی این داستان اونی نیست که نشون میده. نه قهرمانش، نه ضدقهرمانش، نه حتی دختر سادهی خیاطی که فکر میکنی قربانی ماجراست.
خلاصه داستان
سراب یه دختر جوانه. خیاطه. تنهاست. تازه اومده یه محلهی فقیرنشین و داره تلاش میکنه با دستای خودش زندگیش رو بسازه. بیپناهه و کسی رو نداره. ولی انگار همین بیکسی، دقیقاً همون چیزیه که یه سری آدم رو دورش جمع میکنه.
حامی سلطانی. پسر خانوادهای مرفه و شناختهشده توی محله. از اون پسرهایی که اسمشون با دخترای زیادی گره خورده و شهرت خوبی هم ندارن. اولین برخوردشون با سراب وقتی اتفاق میافته که حامی ازش در برابر یه رانندهی قلدر دفاع میکنه. و همین یه حرکت، کافیه تا سراب فکر کنه شاید این آدم فرق داره. شاید یه مرد خوب پیدا شده وسط این همه نامردی.
ولی خیلی زود معلوم میشه که اشتباه کرده.
نقاب حامی میافته. و پشت اون چهرهی خوشتیپ و مغرور، یه مرد بیمار هست. مردی قدرتطلب که از آزار دیگران لذت میبره. کسی که رابطههاش نه بر پایهی عشق، بلکه بر پایهی سلطه و کنترل بنا شده.
وقتی همهچیز پیچیده میشه
داستان همینجا تموم نمیشه. تازه شروع شده.
نگار وارد ماجرا میشه. دختری که ادعای بارداری از حامی رو داره. خانوادهی سلطانی زیر فشارن. آقا حاج و حاج خانم موندن بین باور به پسرشون و آبرویی که داره میره. سعید، دوست صمیمی حامی، سعی میکنه واسطه بشه. رضا، خواهرزادهی حامی، هم هست ولی انگار کاری از دستش برنمیاد.
ازدواج اجباری حامی با نگار. تلاش حامی برای اثبات بیگناهیش. و وسط همهی این بحرانها، احساساتش نسبت به سراب که نه میتونه رهاش کنه و نه میتونه بهش اعتماد کنه.
راز بزرگ داستان
ولی بزرگترین غافلگیری «آس کور» اینجاست: سراب اونی نیست که فکر میکردی.
دختر خیاط ساده و مظلومی که ازش دفاع کردی؟ بازیگری ماهر بوده. کسی که از اول یه نقشه داشته. یه مأموریت مخفی. یه هدف که هیچکس خبر نداشته. و وقتی این حقیقت رو میفهمی، همهچیز عوض میشه. نه فقط برای حامی، بلکه برای خودت به عنوان خواننده.
شخصیتها
حامی سلطانی مردیه که از بیرون مغرور و بیقید به نظر میاد ولی از درون پر از زخمهای کودکیه. عشقش به سراب بیمارگونهست ولی واقعیه. سراب زنیه که از قربانی شروع میکنه ولی به جایی میرسه که خودش سرنوشتش رو رقم میزنه. نگار نقطهی مقابل سرابه؛ جایی که سراب مظلومنمایی میکنه، نگار بیپرده و صریح میره سراغ هدفش. و سعید و رضا و پدر و مادر حامی، هر کدوم یه تیکه از این پازل پیچیده رو جا میندازن.
چرا آس کور رو بخونی؟
اگه از رمانهایی خوشت میاد که توشون هیچکس سفید مطلق نیست و هیچکس سیاه مطلق. اگه داستانهایی رو دوست داری که توشون راز پشت راز کشف میشه. اگه از شخصیتهای پیچیده و چندلایه لذت میبری و اگه دنبال رمانی هستی که تا صفحهی آخر نتونی حدس بزنی قراره چی بشه، «آس کور» همون کتابیه که باید بخونیش.
هانیه کریمی توی این رمان نشون داده که بلده خواننده رو گول بزنه. بلده یه شخصیت رو طوری بنویسه که عاشقش بشی و بعد بهت ثابت کنه که اشتباه میکردی. و این، هنر واقعی یه داستاننویسه.





نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.