رمان اخگر
نویسنده : مهرسا حسینی
ژانر : عاشقانه خانوادگی معمایی
خلاصه: بیماری سهراب ملک باعث دور هم جمع شدن ملکهای بزرگ و کوچک درخانه ی اجدادی برای تقسیم ارث میشود و این گرد هم جمع شدن باعث تنش و دلخوری و برملا شدن رازهایی از گذشتست.اما حضور تابان بعنوان پرستار بزرگ خاندان ملک توجه دیگر ملک ها را به خودش جلب میکنه و در این بین نوه ی مورد علاقه سهراب مسئول کشف رازهای گذشته و حل کردن معماها میشه.
شخصیت ها:
فراز:نوه ی مورد علاقه ی سهراب که مرموز و جذابه گاهی بی حوصلست ،زخم های گذشته روح و روانش رو آزردن ولی باعث سنگدل شدن و از زندگی بریدنش نمیشه فرازی که بعد سهراب حامی شد و عشق ورزید
تابان:دخترک صامت خونه ی اجدادی!
مظلوم و نیازمند به حمایت،اسیررنگ های تیره ی دنیا اما ورود یک حامی اونو از سیاهیا بیرون میکشه ودنیای دختر قصه دوباره رنگی میشه.
مهرشاد:مهربون و رفیق، یار غار شوخ طبع وسر خوش کسی که میتونی توروزهای سخت بهش با خیال راحت تکیه کنی.اونقدر شخصیتش خوب بود که درخواست نوشتن ی رمان مجزا راجع بهش به نویسنده شده.
شخصیت های فرعی توی این قصه زیادن از مهرشاد سرخوش و شوخ طبع که خنده روی لب همه میاره تا عمه های دورو و متظاهر فراز و البته خدمه ی خونه
نقاط ضعف: مونولوگ ها و توصیف های کم و ضعیف!
در چند فصل این رمان فقط دیالوگ ها پشت هم ردیف شده بودن اون هم در صفحه ی چت ،نویسنده میتونست اون برهه از زمان رو که شخصیت ها از هم دور بودن فقط به نوشتن چت هاشون بسنده نکنه و گاهی توصیفات و فضاسازی هایی از محل زندگی و اونچه بهشون در نبود هم میگذره بنویسه.
شخصیت های فرعی به غیر از مهرشاد جای کار داشتن و میتونستن بهتر پردازش بشن.
نقاط قوت: قلم روان نویسنده
داستانو که شروع کنید حتما شما رو وادار به ادامه دادن و به پایان رسوندنش میکنه و این از تعلیق قلم نویسنده نشات گرفته.
شخصیت های اصلی خوب توصیف شدن و ذهن راحت میتونه تجسمشون کنه.
فضا سازی ها خوب بود!
اسم درخور و مناسبی برای رمان در نظر گرفته شده.
اخگر روایت تروماهای گذشته ی دو فردیه که شاهد مرگ عزیزترین های زندگیشون در کودکی و نوجوانی بودن.
روایت سرپرست های بد! بعنوان پدر و مادر که بدون توجه به فرزندان و مسئولیت هاشون در قبال اون ها خودشون رو از زندگی کنار میکشن و فرزندان رو در جامعه بدون حمایت رها میکن وبه آسیب هایی که از سمتشون به اون فرزند وارد میشه بی توجهن!
اما بعد از گذر از دوران سختی بهمون نشون داد که با حمایت ، درک و همراهی میشه آتش روی خاکستر رو خاموش کرد و عشق و محبت جایگزین درد و رنج و غم بشه.
وقتی دستان حمایت گر با عشق اندوه و غم گذشته رو از بین میبره و فصل جدیدی رقم میخوره و عاشقانه ای پر حرارت و غلیظ شکل میگیره .
اخگر رو حتما توصیه می کنم چون محتوا داشت و از زمانی که برای خوندنش صرف می کنید لذت خواهید برد.
نقد از: SaHar









نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.