توضیحات
رمان فانتزیهای مهتاب
خلاصه :همونطوری که استادیار در حال نوشتن فرمول ریاضی روی
تخته بود حس خباثتم دوباره گل کرد.
صدا زدم استااااااااد
همه سرها چرخید سمتم با قیافه درمونده گفتم….
من متوجه نشدم میشه خودتون برام توضیح بدید
تا پشتشو کرد ب ما همه زدن زیرخنده
شلوار کرمی رنگش کاملا قرمز شده بود












دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.