خلاصه رمان آبنبات چوبی زهرا بردبار
داستان دختری به نام ملیکا را روایت میکند که زندگیاش با از دست دادن عشقش، سپهر، دچار تحولی عمیق میشود. ملیکا که عشق و آرامش خود را در سپهر میدید، با مرگ ناگهانی او، به ورطهای از اندوه و ناامیدی فرو میرود. او دیگر آن دختر شاد و پرانرژی گذشته نیست و زندگی برایش بیمعنا شده است.
اما در اوج تاریکیهای زندگی ملیکا، اتفاقی غیرمنتظره رخ میدهد که مسیر سرنوشت او را تغییر میدهد. این اتفاق باعث میشود ملیکا با حقایق تازهای دربارهی خودش، عشقش و زندگیاش روبرو شود. او به تدریج متوجه میشود که زندگی، حتی در سختترین شرایط، میتواند پر از فرصتهای جدید و زیباییهای کشفنشده باشد.
در این مسیر، ملیکا با چالشهای درونی و بیرونی بسیاری مواجه میشود. او باید با دردهای گذشتهاش روبرو شود، خود را ببخشد و دوباره معنای زندگی را در آغوش بگیرد. رمان آبنبات چوبی با نثری روان و احساسی، خواننده را به دنیای پرتلاطم عواطف انسانی میبرد و نشان میدهد که چگونه حتی پس از بزرگترین شکستها، میتوان دوباره ایستاد و زندگی را از نو ساخت.
این داستان، علاوه بر پرداختن به موضوع عشق و از دست دادن، به مفاهیمی چون امید، تحول درونی و قدرت پذیرش تغییرات زندگی نیز میپردازد.
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.