خلاصه رمان اپسیلون
رمان اپسیلون داستانی است پر از پیچوخمهای احساسی و اتفاقات غیرمنتظره، که از تقابل دنیای متفاوت دو شخصیت آغاز میشود:
حامی، مردی مقتدر و موفق که در رأس یک شرکت گردشگری هوایی قرار دارد و دنیایش مملو از انضباط و جاهطلبی است، و شادلی، دختری ساده و پرتلاش که با عشق و هنر آشپزی در یک رستوران مشغول به کار است.
سرنوشت این دو شخصیت از شبی سرنوشتساز در یک مهمانی گره میخورد؛ شبی که شادلی در نقش سرآشپز به مراسم دعوت شده و حامی نیز در میان مهمانان برجسته حضور دارد. اما وقتی که هر دو به دور از هشیاری کامل درگیر لحظهای احساسی میشوند، اتفاقی غیرمنتظره مسیر زندگیشان را تغییر میدهد. شادلی، از ترس مواجهه با عواقب این اتفاق، از مهمانی میگریزد، بیآنکه فرصتی برای توضیح یا روبهرو شدن با حامی پیدا کند.
چند ماه بعد، شادلی که حالا با واقعیت بزرگی روبهرو شده، درمییابد که باردار است. این بارداری، او را در وضعیتی پیچیده و سرشار از تردید قرار میدهد. از طرفی مسئولیت این ماجرا را بر دوش خود حس میکند و از طرف دیگر، از واکنش احتمالی حامی میترسد. اما روزگار او را وادار میکند تا بار دیگر با حامی روبهرو شود؛ مردی که شاید هیچگاه انتظار چنین خبری را نداشته است.
آیا حامی میتواند در میان شوک و سردرگمی، حقیقت این رابطه و حس پنهانی که در دل دارد را بیابد؟ و آیا شادلی، در میان این همه اضطراب و چالش، خواهد توانست راهی برای آرامش و رهایی از قضاوت دیگران پیدا کند؟
اپسیلون، رمانی پر احساس با روایتی پرکشش است که عشق، مسئولیت، و تصمیمگیریهای دشوار را به تصویر میکشد. داستانی از دل زندگی که خواننده را با خود به سفری احساسی و سرشار از لحظات ناب میبرد.
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.