خلاصه رمان تنهایی
رمان تنهایی اثر مریم بوذری، داستانی عمیق و پرماجرا درباره پیچیدگیهای قدرت، فساد و انسانیت است که از دل یک هولدینگ ساختمانی بزرگ روایت میشود. قهرمان داستان، دختری جوان و ساده به نام **ساینا**، به تازگی حسابداری یکی از شرکتهای تابعه این هولدینگ را به عهده گرفته است. زندگی او در سایه روزمرگی شغلی پیش میرفت، تا اینکه سرنخی از اختلاسی بزرگ در شرکت، او را به مسیر ماجراجویانهای سوق میدهد.
ساینا که از فساد مدیر اجرایی شرکت پرده برداشته است، در جستجوی عدالت و مقابله با این تخلف، به زحمت شمارهی مهندس **جاوید**، مالک هولدینگ ساختمانی و مردی پرنفوذ با لقب «فرعون بزرگ»، را به دست میآورد و بیپروا حقیقت را با او در میان میگذارد. اما این تماس ساده، همانند کوبیدن دروازهای به دنیایی تاریک و پرخطر است که ساینا هیچ تصوری از آن ندارد.
مهندس جاوید، با شخصیتی سرد و مرموز، نهتنها ساینا را وارد ماجرایی پیچیده و پرخطر میکند، بلکه با تصمیمات غیرمنتظرهاش، او را به مبارزهای در برابر قدرتی عظیم و سیستمی فاسد وامیدارد. ساینا در دل این مبارزه، به مرور از سادهلوحی و ترس فاصله گرفته و به زنی شجاع و مصمم تبدیل میشود. اما این مسیر پرپیچوخم، او را با رازهایی عمیق و گذشتهای تاریک از زندگی مهندس جاوید روبهرو میکند، رازهایی که ساینا هرگز تصور نمیکرد با آنها مواجه شود.
*تنهایی* یک رمان سرشار از تعلیق، احساسات و کشمکشهای درونی است که با قلمی ادبی و روایتی نفسگیر، خواننده را به دنیای سایهها و روشناییها میبرد. مریم بوذری در این اثر، نهتنها به معضلات اجتماعی و فساد ساختاری پرداخته، بلکه با شخصیتپردازیهای دقیق، به بررسی عمیق روان انسانها در برابر موقعیتهای بحرانی پرداخته است.
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.