خلاصه رمان خواب ختن
میخواستم قبلتر از اینها بگویم. خیلی قبلتر اما…..همیشه زمان زودتر از من میرسید. و من؟ کهنه سواری که به غبار جاده پس از کوچ میرسیدم.قبیلهام رفته و خاک هجرت در چشمانم خانه کرده…..
خوابِ خُتَن
این داستان، قصه ای به سبک کتاب «از قبیلهی مجنون» من هست. کسانی که اون داستان رو خوندن با سبکش آشنا هستند. یک عاشقانهی عمیق و نه چندان طولانی..
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.