رمان دختر نسبتا بد سیما نبیان
بهار که پدرش فوت شده و خانواده اش از لحاظ مالی تا شرایط بدی هستند ،بعد از اینکه رشته پرستاری دانشگاه تهران قبول میشه چون بهش خوابگاه نمیدن مجبور میشه خونه دخترخاله اش بره. دختر خاله ی بهار یه دندان پزشک پولدار که بعد از فوت شوهرش با برادر شوهرش مهرداد که هفت ،هشت سال از خودش کوچکتره و یه مرد خوشتیپ و جذاب و مایه داره ازدواج کرده و زندگی خوبی نداره و چون مدام با مهرداد در حال جنگ و دعواست .
همون روز اول مهرداد از بهار خوشش میاد و بهش پیشنهاد رابطه میده و اونقدر بهار و با پول و قربونت برم هاش وسوسه میکنه تا بهار باهاش وارد رابطه میشه و موفق هم میشه و دقیقا زمانیکه استاد بهار فرزین عاشقش میشه رسوایی عظیمی به بار میاد که ….
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.