خلاصه رمان مهربانگ
مهربانگ داستانی پرکشش و احساسی است که حول محور عشق، انتقام و کینه میچرخد. داستان با شخصیت کیاشا رادمان آغاز میشود، مردی که سالهاست به دور از خانواده و مشکلات آنها، زندگی مجردی و آرامی را در شهری دیگر سپری میکند. اما این آرامش با قتل برادرش به دست فردی ناشناس به هم میریزد. برادر کیاشا به خاطر دفاع از ناموس خانواده کشته میشود و این اتفاق، کیاشا را به دنیایی از کینه و انتقام میکشاند.
کیاشا که حالا تبدیل به مردی انتقامجو و بیرحم شده است، به زادگاهش بازمیگردد تا انتقام خون برادرش را بگیرد. اما هدف او نه قاتل، که روژان اخوان، خواهر بیگناه قاتل است. کیاشا تصمیم میگیرد تا با نابودی زندگی روژان، درد و رنجی را که تحمل کرده است به او تحمیل کند.
در این میان، روژان که دختری مهربان و بیگناه است، از نقشههای کیاشا بیخبر است و به تدریج درگیر احساسات پیچیدهای نسبت به او میشود. عشق و نفرت، دو احساس متضاد، در قلب این دو شخصیت شکل میگیرد و داستان را به سمت اوجی پرتنش و احساسی پیش میبرد.
رمان مهربانگ با ترکیب ژانر عاشقانه و انتقامی، خواننده را با چالشهای عاطفی و اخلاقی عمیقی مواجه میکند. بنفشه موحد با نثری روان و جذاب، داستانی را خلق کرده است که تا آخرین صفحه، خواننده را درگیر خود نگه میدارد و او را به تفکر درباره مرزهای عشق، انتقام و بخشش وا میدارد.
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.