خلاصه رمان میرا
در دنیای پرهیاهوی شهر، داستان ما با شخصیتهای جذاب و غیرمنتظرهای آغاز میشود. آمین رزاقی، جوانی با روحیهای شاد و شوخطبع، در یک روز عادی خود را در موقعیتی غیرعادی مییابد: در برابر داریوش سلطانی، قاضی سرشناس و جدی شهر.
آمین بهجای ترسیدن از موقعیت، تصمیم میگیرد تا با حرکات نمایشی و ملق زدن، فضای سنگین دادگاه را به هم بریزد. او نه تنها لنگش را به هوا میبرد، بلکه با این کارش همه را متعجب میکند و حتی قاضی را به چالش میکشد. این عمل جسورانه باعث میشود که تمام زندگی و اعتبار داریوش سلطانی به خطر بیفتد و او را به فکر فرو ببرد.
داستان بهخوبی نشاندهنده تقابل جدیت و شوخی است و در پسزمینه آن، مسائلی از جمله عشق، دوستی و چالشهای زندگی روزمره به تصویر کشیده میشود. میرا، اثر زهرا، با ترکیب طنز و احساسات عمیق، خواننده را به دنیای پر از رنگ و زندگی شخصیتها میکشاند و در نهایت، پیامهایی از قدرت عشق و جسارت را منتقل میکند.
این داستان نه تنها یک سفر عاشقانه است، بلکه به بررسی روابط انسانی و چالشهای آن نیز میپردازد.
بخشی از رمان میرا
“اسم طرف رو تریلی نمی کشه” قطعا اینو شنیدید ،داریوشِ سلطانی؛اسمشو تریلی نمی کشید حقیقتااما من چی کار کردم؟
تریلی رو چپ کردم.اوه صبر کنید….این تمومِ فاجعه نیست”جلویِ قاضی و ملق بازی؟”
من،آمینِ رزاقی؛جلویِ داریوش سلطانی،قاضیِ معروف شهر نه تنها ملق می زدم،بلکه چنان لنگم به هواهایی جلوش اجرا کردم که بند و بساطِ چهل سالشو؛راهی تعمیرگاه کردم.
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.