خلاصه رمان هیژا مهری هاشمی
ژیار راشد مردی از تبار کُرده که برای حفاظت از مادر و برادرش در مقابل پدر مستبدش به اجبار مجبور به قبول شغل اجدادیشون میشه.
شغلی که به جز و مرگ و خون هیچ چیز دیگه ای نداره، طی یک اتفاق واسه نابودیش اقدام به قتلش میکنن که همسر و فرزندش کشته میشن، ژیار به کما میره و بعد از اون داخل یه آسایشگاه روانی بستری میشه با اومدن ماهلین و دیدن ژیار روند داستان شکل میگیره و ادامه…
بخشی از رمان هیژا مهری هاشمی
ماهلین مهربون و دوستداشتنی بهیاره یه آسایشگاه روانیه خصوصیه. جایی که اکثرا بیمارای خاصی بستری هستن.
دقیقا وقتی فکر میکنه زندگیش روال عادی گرفته و از تنش دور شده، توجهش به بیماری جلب میشه که با تمام کسایی که تو اون آسایشگاه بستری هستن تفاوت داره.
کنجکاوی اجازه نمیده بیخیال بشه و با هر ترفندی شده وارد اتاقی که درش همیشه قفله میشه و پی به رازهایی میبره که به قیمت به خطر افتادن جونش تموم میشه و حالا کی باید ازش محافظت کنه؟
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.