واکاوی رمان دور باش اما نزدیک؛ وقتی زبان، اتمسفر داستان را به مسلخ میبرد
در بازار پرتبوتاب ادبیات داستانی امروز، مواجهه با اثری که جسارت ورود به لایههای فنی یک تخصص (پزشکی) را در بستر تاریخ (جنگ) داشته باشد، غنیمت است. «دور باش اما نزدیک» به قلم زاهده بیانی (نیلا)، در نیمهی نخست خود دقیقاً همان چیزی است که یک مخاطب جدی ادبیات به دنبال آن میگردد: اصالت در روایت. اما متأسفانه، هرچه در پرده اول با یک مهندسی دقیق داستانی روبرو هستیم، در پرده دوم با فروپاشی ریتم و منطق روایی مواجه میشویم.
۱. یاسمن؛ عبور از تیپ و رسیدن به شخصیت
بزرگترین پیروزی نیلا در این رمان، خلق کاراکتر «یاسمن» است. او برخلاف بسیاری از قهرمانان زن در ادبیات دفاع مقدس، یک «تیپ» تکراری و معصوم نیست. یاسمن یک جراح ۲۷ ساله با تمام پیچیدگیهای انسانی است؛ او لجباز است، اعتمادبهنفس بالایی دارد که گاهی به غرور پهلو میزند، و نگاهش به پدیده جنگ، نگاهی پراگماتیستی و انسانی است تا ایدئولوژیک. این بازنمایی «شخصیت خاکستری»، همان حلقهی مفقودهای است که باعث میشود مخاطب نسل جدید با او همزادپنداری کند.
۲. دیالوگنویسی و چالش اصالت (آناکرونیسم زبانی)
در فصل اول، نویسنده در بازسازی لحن مردانهی جبهه و خردهفرهنگ رزمندگانی چون «عمو خسرو» و «حافظ» بسیار موفق عمل کرده است. اما پاشنه آشیل اثر، نفوذ واژگان مدرن به اتمسفر دههی ۶۰ است. بهعنوان کسی که سالها در حوزه نقد قلم زدهام، معتقدم یکی از بزرگترین لغزشهای یک نویسنده، آناکرونیسم (ناهمزمانی تاریخی) است. وقتی در فضای پرالتهاب سال ۶۵، واژگانی مثل «باگ»، «هنگ کردن» یا «آپدیت» از دهان یاسمن خارج میشود، گویی یک لیوان استارباکس در صحنهای از سریال «بازی تاج و تخت» جا مانده باشد! این کلمات، قرارداد روایی میان نویسنده و خواننده را میشکنند و مخاطب را از دنیای داستان پرتاب میکنند. در آن دوران، یک جراح تحت فشار احتمالاً از اصطلاحاتی مثل «کُپ کردن» یا «قفل کردن مغز» استفاده میکرد، نه واژگانی که زاییده عصر دیجیتال هستند.
۳. دقت جراحی در توصیفات حسی
نقطه قوت غیرقابلانکار رمان، «غوطهوری حسی» در بخشهای پزشکی است. نویسنده با دقت یک جراح، جزئیات جراحتها، بوی تند بتادین و خستگی مفرط کادر درمان را به تصویر میکشد. این بخشها نشاندهنده یک تحقیق میدانی (Field Research) قوی است که باعث شده اتمسفر اتاق عملهای صحرایی، فراتر از یک توصیف ساده، به تجربهای زیسته برای مخاطب تبدیل شود.
۴. گسست روایی؛ از درام جنگی تا ملودرام کشدار
متأسفانه رمان در فصل دوم (هفت سال بعد) دچار افت شدید ریتم (Pacing) میشود. ورود کاراکتر «احسان» و تغییر جهت داستان به سمت کلیشههای ملودرام، باعث شده آن صلابت و برندگی فصل اول از دست برود. واکنشهای شخصیتها در این بخش، فاقد منطق درونی است و بیشتر به رفتار کاراکترهای سریالهای عامهپسند شباهت دارد تا آن یاسمنِ مقتدر و لجبازی که در جبهه شناخته بودیم.
۵. جمعبندی تخصصی
«دور باش اما نزدیک» پتانسیل تبدیل شدن به یک اثر ماندگار در ژانر جنگی-پزشکی را داشت، مشروط بر اینکه نویسنده همان وسواسی را که در توصیف جراحتها به کار برده، در حفظ قوام زبانی و منطق روایی فصل دوم نیز لحاظ میکرد.
- نقاط قوت: شخصیتپردازی واقعگرایانه، تعلیق نفسگیر در لحظه ورود عراقیها، جزئیات پزشکی درخشان.
- نقاط ضعف: ناهماهنگی زبانی با بستر تاریخی، افت ریتم در پرده دوم، اغلاط ویرایشی که به پرستیژ اثر آسیب زده است.
نمره نهایی: برای فصل اول ۴ ستاره و برای کلیت اثر (به دلیل ضعفهای ساختاری فصل دوم) ۲.۵ ستاره.