به لب هام خیره شد و دندون هاش رو به هم سایید و ادامه داد: دیگه این رنگ رو روی لبهات نبینم، الان هم قبل رفتن از این
جا پاکش می کنی وگرنه خودم به روش خودم برات پاکش می کنم.
بعد محکم پرتم کرد رو کاناپه و دستمالی رو به سمتم گرفت.
– اول رژت رو پاک کن بعد برو.
دستمال رو ازش گرفتم و تیکه تیکه کردم و ریختم جلوی پاش و با صدایی که به شدت از ترس و عصبانیت می لرزید گفتم: گفته
بودم که کاره ایم نیستی اما مثل این که جدی نگرفتی، این هم برای قرارم زدم نه جناب عالی!
با تموم شدن حرفم یه طرف صورتم به شدت سوخت و فردین با تن صدایی که به شدت بالا رفته بود غرید: ترنم از این جا که رفتی
مستقیم می ری خونه وگرنه کاری می کنم که خودت به دست و پام بیفتی که باهات ازدواج کنم اون وقت من





دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.