توضیحات
یکی بود یکی نبود.زیر گنبد کبود غیر از خدا هیچ کس نبود…
جانم برای شما بگوید یک غم پرست بود که همه اش از صبح تا شب مینشست کنج اتاق و غصه میخورد !
غصه های الکی!غصه های بیخودی !
انگار اگر غصه نمیخورد روزش به شب نمیرسید!غم پرست عاشق غصه هایش بود.اونها را به هیچ کس نمیگفت.
با کسی در میان نمیگذاشت.فقط مال خود خودش بود…






دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.