رمان میچسبمت مثل لب سیگار در مستی
جلد دوم رمان درمیروم به شهرقشنگ الاغ ها
ژانر : عاشقانه بزرگسال
خلاصه رمان میچسبمت مثل لب سیگار در مستی اثر مهدیه افشار
من امیرحسین ملکی ام، ته تغاری حاج نادر ملکی، درگیر عشق ممنوعهی زنی میشم که عالم و آدم مخالفشن و میگن اون یه هرزهاس!
دختری که مادر بچهی برادرمه و شش سال پیش اون رو با یه بچهی معلول تنها گذاشته، حالا عشق منه و من برای داشتنش هرکاری میکنم اما طناز …
مچش رو با یه غریبه تو تختمون میگیرم!
طناز بهم میگه که فقط برای انتقام از خانوادهام وارد زندگیم شده و بعد از اون من دیگه نمیتونم به هیچ زن و دختری اعتماد کنم!
دخترا برام فقط وسیلهی تفریح و ارضای نیاز مردونهی یک شبهام هستن، خودم رو توی مشروب غرق میکنم تا یادم نیاد طناز با زندگیم چیکار کرد و همون موقع که من از عالم و آدم متنفرم، گلایل کیهان سراغ نامزدش رو از من میگیره!
نامزدش که با طنازِ من فرار کرده و …













دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.