رمان نفوذناپذیر داستانی هیجانانگیز از دنیای پلیسی و جنایی است که حول محور دختری به نام رائیکا، سروان دوم دایره جنایی، میچرخد.
او با شخصیت جدی اما قلبی مهربان، مأموریتی خطرناک را بر عهده میگیرد: نفوذ به یک گروه مرموز برای متوقف کردن فعالیتهای آنها.
در این مسیر، چالشهای زیادی پیش رویش قرار میگیرد که او را درگیر ماجراهای پیچیدهای میکند.
اگر به داستانهای پلیسی، جنایی و پرتعلیق علاقه دارید، این کتاب انتخابی عالی برای شما خواهد بود.
در بخشی از رمان نفوذ ناپذیر میخوانیم:
روژان گفت: رائیکا ترو خدا…
همونجور که مقنعهام رو درست میکردم، با لحن جدی و همیشگیم گفتم: روژان الکی بحث نکن، من خوشم نمیآد برم اینجورجاها… تولد شمسی و قمری و میلادیشون رو هی جشن میگیرن، من که نمیگم تو نرو، برو خوش باشی اما من نمیآم….
با زاری گفت: تو دلم مونده برای یک بار هم که شده تو رو به دوستام نشون بدم…
– پس موضوع اینه؟ عزیز من مجبور نیستی جار بزنی خواهر من پلیسه…
مطمئن بودم که نگفته…. یک دروغ کاملا بچگانه بود…. میدونست کار من رو نباید به کسی بگه!
گفت: حالا که گفتم، رائیکا یک رحمی کن… ها؟
کش چادرم رو درست کردم و همونجور که به سمت در ورودی میرفتم گفتم: خوش بگذره، خداحافظ…
داد زد: چرا دلت نمیسوزه، دخترهٔ سنگدل…
لبخند کوچولویی زدم و زود جمعش کردم… سوار پژو ۲۰۶ مشکیم شدم و به سمت اداره راه افتادم…




دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.