توضیحات
رمان وقتی خدا چشمانش را بوسید
✍️نویسنده: سحر نصیری
💥ژانر: عاشقانه اجتماعی رئال
📄خلاصه:
من چکاد راستادم پسر یکی از کله گندههای تهران!
وقتی پای اون زن و دختر لعنتیش به زندگی پدرم باز شد دنیا واسهم جهنم شد پس منم تصمیم گرفتم جهنم واقعی رو بهشون نشون بدم!
ولی نمیدونم چیشد که یه روز بیهوا چشمای پر از عسل اون دختر واله و مجنونم کرد، انگار که خدا چشمهاش رو بوسیده بود!
بعد از مرگ مادرش فرستادمش پرورشگاه تا از شر چشماش در امان باشم ولی هرجا که رفتم دلم منو سمت اون کشوند، وقتی برگشتم پرورشگاه و با چشمای مه گرفتهش رو به رو شدم فهمیدم برای جبران همه چیز دیر شده و…














دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.