توضیحات
خلاصه:
همه چیز زندگی خوب و قشنگ سمن در ۱۸ سالگی به هم خورد وقتی فهمید که دختر واقعی پدرو مادرش نیست و مادر اصلیش مهدیس بعد از ۱۸ سال یادش آمده که به دنبال دختری که در بیمارستان رها کرده برگردد آن هم برای اینکه ارثیه پدریش را از عموی در حال مرگش تحویل بگیرد! وحالا سمن بود و احسان پسرعموی واقعیش وشریک شرکتی که ارث پدرش بود وسفارشی که عمو رسول قبل از مرگ به او کرده بود:احسان نباید تنها باشد!
ولی احسان احتیاجی به او نداشت خودش از پس همه کارها بر می آمد و نیازی به یک شریک کم سن وسال و فضول که میخواست امپراطوری محبوبش در شرکت را با او سهیم شود نداشت.












دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.