برای رمزی این اتفاق افتاد عشق اونو شکست داد من اونو شکست دادم همه این دنیای لعنتی اونو شکست داد.
عشق یک نفرينه. هیچ اشتباهی درموردش نکنید.
رمزی نفرین من بود و این چیزی بود که نمیشد تغییرش داد.
۹ تا ۱۲ سال و ۸ ماه و ۳ هفته و ۴ روز. ۱۲ ساعت و چهل …نه ، چهل و یک دقیقه از زمانی که قاضی چکشش را به صدا درآورد من تعداد آنها را شمردم و برای من زجر آورترین دقايق به وجود آمد و الان بالاخره داره تموم ميشه.
برایم کابوسی بود که نمی تونستم از ان فرار کنم.
من ایمان داشتم که عشق ما یک دکمه نبود که بشود ان را خاموش و روشن کرد.
ما بهم متصل بودیم بدون رمزی استوارت تئا هال هم وجود نداشت و این فقط یک وابستگی معمولی نبود.
من برای نفس کشیدن به او نیاز نداشتم.
من برای خندیدن به او نیاز نداشتم.من برای شاد بودن به او نیاز نداشتم.
اما به جای تمام این ها من به او احتیاج داشتم.
من می خواستم قبل اینکه تصمیمی برای داشتن خانواده ای که همیشه برایش برنامه ریزی می کردیم با او دنیا را بگردم.






دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.