رمان نیمرخ عادله حسینی
ژانـر : #عاشقانه
خلاصـه :
شیوا دختری که مادرش رو تو یه تصادف از دست داده و حالا از پدر مریضش پرستاری میکنه دختر داستان در یک آموزشگاه نقاشی تدریس می کند و با ورود یک دختربچه کارآموز به آموزشگاه مسیر زندگی شیوا عوض میشه .
داستان «نیمرخ» حول محور زندگی «شیوا»، زنی جوان و مستقل، میچرخد که بار مسئولیت مراقبت از پدر بیمار خود را بر دوش دارد. شیوا در کنار دغدغههای خانوادگی، با چالشهای شغلی در آموزشگاه هنری و روابط پیچیده با دوستان و آشنایان روبهرو است. روایت با توصیف روزمرگیها، رفتوآمدها و گفتوگوهای صمیمی میان شیوا و اطرافیانش آغاز میشود و به تدریج لایههای عمیقتری از شخصیت او را آشکار میکند. در طول داستان، شیوا با مسائلی مانند پیدا کردن پرستار مناسب برای پدرش، مدیریت مشکلات مالی، و حفظ تعادل میان زندگی شخصی و حرفهای دستوپنجه نرم میکند. روابط عاطفی او با شخصیتهایی چون «فرهاد» و «احسان» نیز بخش مهمی از روایت را تشکیل میدهد و کشمکشهای درونی و بیرونی او را به تصویر میکشد. حضور کودکانی مانند «سارینا» در آموزشگاه، و تعاملات شیوا با مادران و پدران هنرجویان، فضای داستان را پویاتر و چندلایهتر میکند. در کنار این مسائل، شیوا با فشارهای اجتماعی و انتظارات خانواده و جامعه مواجه است و تلاش میکند هویت و استقلال خود را حفظ کند. روایت با لحنی صمیمی و جزئینگر، لحظات تلخ و شیرین زندگی شخصیتها را به تصویر میکشد و خواننده را با دنیای پرچالش و در عین حال امیدبخش شیوا همراه میکند، بیآنکه پایان داستان را افشا کند.







دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.