با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر
ژانر رمان: عاشقانه
خلاصه رمان هفت خط
دیار، رئیس مغرور و سرد یک شرکت تبلیغاتی، به دنبال انتقام از قاتل برادرش
به گروه مسابقات غیرقانونی ملحق میشود.
او غافل از این است که پدرش در جستجوی کسی است تا وارد زندگیاش شود
و او را از شرکت در مسابقات منصرف کند.
آلما، که به خاطر آزادی پدرش مجبور به کار در شرکت دیار شده، پیشنهاد پدر دیار را قبول میکند
اما نمیداند که دیار از او کینه به دل دارد و قصد دارد پس از این ازدواج اجباری، انتقام خود را بگیرد.
رمان “هفت خط” با داستانی پر از تنش و احساسات، خواننده را به دنیای عشق و انتقام میبرد.
قسمتی از رمان
– جمعش کن…
نگاه شاکی و عصبیش بالا اومد و خیره چشمام شد. لحن دستوری و پر از تحقیرم و دوست نداشت و
این و کامل از توی نگاهش می خوندم. ولی اون مهم نبود.. مهم من بودم که داشتم لذت می بردم
از این حسی که وادارم می کرد این آدم و تا حد مرگ بچزونم و آزار بدم.
– با توام! صدای نسبتاً بلندم مثل همیشه از جا پروندش و در حالیکه سعی می کرد
مثلاً بهم احترام بذاره آروم و پر لرزش گفت: – شما تشریف ببرید.. من خودم…
– تو اینجا واسه من تعیین تکلیف نمی کنی! همین الآن می شینی و
همه اشون و دونه به دونه جمع می کنی تا مجبورت نکردم جلوی چشم همه کارمندا این کار و بکنی!
اخماش تو هم فرو رفت.. چاره دیگه ای نداشت. می دونست وقتی
یه حرفی بزنم اون کار و می کنم. قبلاً صابونم بدجوری به تنش خورده بود.
با زور و اکراه جلوی پام زانو زد. نگاه خیره ام و از روش برنداشتم و دیدم
که چه جوری با انگشتای ظریفش مشغول جمع کردن سوزن های ته گرد شد.
لرزش دستاش کار و براش سخت می کرد.. سوزن ها هم بعضیاشون خیلی ریز بود
و از دستش سر می خورد و خیلیاشو نمی تونست از روی سرامیک برداره.
صدای نفس های کوتاه و پر استرس اون و نفس های عمیق و خونسردانه من تو اتاق پیچیده بود و
همین مقایسه صدای نفس می تونست به هر کسی بفهمونه این دختر ریز نقش و
به ظاهر مظلوم مثل یه موشِ ترسیده تو چنگ یه پلنگ زخم خورده گیر افتاده و فعلاً هیچ راه فراری نداره.

















دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.