رمان خانوم باش
نویسنده : ونوس_یاسی_ف
ژانر : اجتماعی درام بزرگسالان
خلاصه رمان خانومم باش
ثروت و قدرت حامی باعث شده همیشه به خواستههاش برسه، اما این بار دلبستگیاش به پناه، خواهر ناتنیاش، مسیرش رو به تاریکی میکشونه. اشتباهی که مرتکب میشه، پناه مجبور میشه تا ازش دور بشه و راز دلخراشش رو پنهان نگه داره. اما وقتی متوجهی بارداری ناخواستهاش میشه و برای رهایی از ترس، تصمیمی عجولانه میگیره، حامی از حقیقت باخبر میشه و همه چیز به هم میریزه
با گریه سعی میکردم پسش بزنم اما با محکم گاز گرفتن لاله
ی گوشم جیغی از ته دل کشیدم
دستشو گذاشت روی دهنم و همونطور که پیشونیشو
چسبونده بود به پیشونیم و از هیجان و شور نفس نفس میزد
زیر لب گفت:
_هیششش، صدات در بیاد من میدونم و تو!
آروم بگیر یکم ، قول میدم خوشت بیاد باشه؟!
با چشمای گرد و پر از اشک زل زدم بهش و با شنیدن این
پ کردم ..
حرفش کُ
چی داشت واس خودش بلغور میکرد؟؟
باورم نمیشد این حامی باشه، همون برادری که سرش قسم
میخوردم، همونی که هر کی دیدش گفت عجب شانسی داری
دختر ، همه ی امید یه دختر به داشتن برادری….





دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.