رمان ستمگر THE_TYRANT ( جلد سوم بانکدار)
نویسنده : پنلوپه_اسکای penelope_sky
ژانر : اروتیک صحنه_دار عاشقانه
خلاصه :
من عاشق کیتو شدم و از اینکه بهش اعتراف کنم، نمی ترسم.نیازی نبود اونم متقابلاً همچین چیزی بهم بگه. من می دونستم اون چه حسی داره.حتی اگر جراتشو نداشت که بهش اعتراف کنه.دخترمون به زودی به دنیا میاد و زندگی مارو برای همیشه تغییر می ده.
اما کیتو بیخیال گذشته می شه؟ بیخیال قولی که برای اعدام کردن من داده؟
قسمتی از متن و نمونه ترجمه رمان
هفته ها گذشت و ما هنوز در مورد اتفاقی که تو فلورانس افتاده بود صحبت نکرده بودیم. شاید اون منتظر بود من اون جمله رو بگم و کلمات رو درست در زمانی که اصلا فکرشو نمیکرد براش زمزمه کنم. ولی این اتفاق نمیفتاد درنتیجه خوشحال بودم که دیگه دربارش حرف نمیزنیم. من از آزار دادنش لذت نمی بردم. اما صرفاً برای اینکه خوشحالش کنم، حرفی رو به زبون نمی آوردم. نیمه شب وقتی هر دومون خواب بودیم، یک دفعه شروع به دست و پا زدن کرد. بدنش بی قرار بود و مدام توی خواب ناله می کرد. یهو از جا پرید و همینطور که سعی می کرد صاف بشینه دستشو روی شکمش گذاشت. پلک های سنگینم رو باز کردم تا تو تاریکی ببینمش. در حالی که خودشو به …







دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.